تبلیغات
ایستگاه بهشت - مطالب کشکول من
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیتنامه شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
بنظر شما کدامیک برای تغییر محتوای وبلاگ در اولویت است؟





آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
ابر برچسب ها

یك ملت زمانی شكست می‌خورد و در سراشیبی سقوط می‌افتد كه هویتش را از یاد ببرد.

زمانی، دیگر نمی‌تواند روی پای خود بایستد كه به داشته‌های خود اعتماد نكند و اگر اعتمادش را از دست داد و خودش را نشناخت نابودیش حتمی است!
 
آن زمان است كه فرهنگش، اقتصادش، سیاستش، تمامی ساختارها و سیستم‌های حاكم بر او می‌شود وارداتی! دیگر هیچ نشانی از هویت و اصالتش را نمی‌تواند پیدا كند و در بستر زمان می‌شود مرده‌ای متحرك كه لباس بیگانه بر تن دارد و برای اهداف او نفس می‌كشد و حركت می‌‌كند!
 
اگر یك ملت به خود اعتماد نداشته باشد، آنگاه نتوانستن در تمام وجودش رسوخ می‌كند. چنین ملتی می‌شود عروسكی در دست قدرتمندان!
 
این درد نتوانستن را امام راحل(ره) فهمید: «عمده این است كه ما باور كنیم كه خودمان می‌توانیم. اول هر چیزی این باور است كه می‌توانیم این كار را انجام بدهیم. وقتی این باور آمد، اراده می‌كنیم. وقتی این اراده در یك ملتی پیدا شد، همه به كار می‌ایستند، دنبال كار می‌روند.» (صحیفه امام، ج 14، ص: 117)
 
امام (ره) فهمید ریشه این درد از كجاست. چه كسی این زهر را به جامعه ایرانی تزریق كرد، پس به مداوا برخاست: «اگر ما دست اینها را كوتاه كنیم و ان شاء الله كوتاه می‌كنیم و ملت ان شاء الله قیام كرده است و كوتاه خواهد كرد. اصلش بیرونشان خواهیم كرد ان شاء الله، اگر ما یك همچو چیزی موفق بشویم، هم نفتمان به اندازه كفایت است، هم خودمان می‌توانیم اداره بكنیم مملكت خودمان را. كی گفت كه تو بیایی اداره كنی مملكت ما را، یا عمال تو بیایند اداره كنند؟»  (صحیفه امام، ج 3، ص: 496)
 
«اصلش تزش این است كه ایران به هم بخورد، ایران آرام نباشد، تا اینكه بگویند نتوانستند خودش را اداره بكنند، دیگران برای ما سرپرست بفرستند، این نباید باشد، باید جلویش را گرفت. ما خودمان می‌توانیم؛ بهتر از دیگران هم می‌توانیم، چرا نمی‌توانیم؟» (صحیفه امام، ج 7، ص: 382)
 
«یك روز آمدند این سم را ساختند  در آب فرهنگی این ملت تزریق كردند.

یك روز آمدند صریحاً گفتند ما نمی‌توانیم ... این حرف جزو حرف‌های رایج بود كه ایرانی حتی نمی‌تواند لولهنگ بسازد! شاید شماها ندانید لولهنگ چیست. لولهنگ یعنی آفتابه. آن هم آفتابه‌ای گلی. این نگاه سیاستمداران و سررشته داران امور دانشگاهی آن روز بود.» (مقام معظم رهبری 30/1/1384)
 
آنچه بر سر ایرانی آورده بودند این بود كه «نمی تواند»؛ نخست وزیر می‌آمد در مجلس و می گفت ما حتی نمی‌توانیم آفتابه گلی بسازیم! نتیجه این تلقین به ایرانی، تبدیل شدن ایران به كشوری مصرف كننده و پیرو قدرت‌های جهانی بود؛ دردی كه از دوران قاجار به جان جامعه ایرانی افتاده بود. یك روز دستش پیش انگلیسی‌ها دراز بود، یك روز شوروی، یك روز آلمان و در اواخر پهلوی هم آمریكا!
 
امام درد را فهمید!
 
انقلاب اسلامی پایانی بود بر این درد! اما خیلی‌ها هنوز باور نداشتند كه می‌توانیم! پیشرفت كشور را در گرو وابستگی به یكی از دو ابرقدرت جهانی می‌دانستند یك طرف می شدند لیبرال‌های طرفدار آمریكا و یك طرف چپ‌ها و توده‌ای وابسته به شوروی.
 
 وقتی رابطه‌ كشور با آمریكا قطع شد ترسیدند كه چه باید بكنیم. وقتی تحریم‌ها شروع شد وحشت كردند.
 جنگ كه آغاز شد كار ایران را تمام شده می‌دانستند!
 
ولی باز امام بود كه راه را نشان می‌داد: «دست به آن نزنید كه نخواهد شد، غیر از آمریكا این كار نمی‌تواند بكند، غیر از فرانسه و نمی‌دانم چی نمی توانند بكنند. در صورتی كه ثابت كردند جوان‌های ما و كارمندهای ما و همه اشخاصی كه در این امور مربوط هستند، به اینكه نه، آن كارهایی كه آنها ممتنع می‌دانند، اینجا ممكن است و ما باید راهی باز كنیم برای كارهای بزرگتر، نترسیم از مطلب كه ما نمی‌توانیم بكنیم. نخیر، می توانیم بكنیم...» (صحیفه امام، ج 18 صفحه 139)
 
«در اثر محاصره اقتصادی و جنگ تحمیلی، خود جوانان عزیز ما قطعات محل احتیاج را ساخته و با قیمت‌های ارزان تر عرضه كرده و رفع احتیاج نمودند و ثابت كردند كه اگر بخواهیم می‌توانیم. باید هوشیار و بیدار و مراقب باشید كه سیاست بازان پیوسته به غرب و شرق با وسوسه‌های شیطانی شما را به سوی این چپاولگران بین المللی نكشند و با اراده مصمم و فعالیت و پشتكار خود به رفع وابستگی‌ها قیام كنید.»(صحیفه امام، ج 21، ص: 417، وصیت نامه)
 
 ایرانی نشان داد  می‌تواند، در همان جنگی كه از سوی ابرقدرت‌ها در تحریم بودیم و نه با عراق كه با همان ابرقدرت‌های نظامی می جنگیدیم، نشان دادیم كه می‌توانیم. هر كشوری به غیر از ایران بود مطمئناً كمر خم می‌كرد و می‌شكست و تسلیم می‌شد.
 
نیروهای جهاد سازندگی در زمینه‌های فنی و مهندسی به شكوفایی رسیدند كه امروز ثمرات آن را در پروژه‌های مختلفی همچون سدسازی می‌بینیم.
 
 ایران الگویی را به دنیا معرفی كرد كه دنیا سعی داشت كارآمدی آن را نفی كند.

 الگوی پیشرفت براساس عقلانیت و معنویت. می‌شود رفاه اجتماعی را فراهم كرد، ولی كانون خانواده از هم نپاشد! به كشورهای دیگر لشكركشی نكرد!
 
«ما می‌توانیم خودمان را اداره كنیم و بهتر هم می‌توانیم.

شما خیال نكنید كه غرب خبری هست. در آنجا خبری نیست ما نمی‌گوییم كه آنها كارخانجات ندارند، آنها درست كردند همه اینها را، اما اساس انسانیت در آنجا نیست، اینها هر چه درست كردند یعنی هر چه نه، بسیاری از چیزهایی كه درست كرده‌اند بر ضد انسانیت درست كرده‌اند. این غرب است كه دارد اساس اخلاق انسانی را از بین می‌برد، این غرب است كه دارد شخصیت انسانیت را از بین می‌برد.»(صحیفه امام، ج 8، ص: 80)
 
«یك توهم خطرناكی در ذهن‌ها وجود داشت، تزریق شده بود، شاید در بعضی از ذهن‌ها هنوز هم این توهم وجود داشته باشد و آن عبارت بود از توهم تقابل و تضاد میان عقلانی زیستن و توسعه یافتگی از یك طرف و معنوی زیستن و اخلاقی زیستن از طرفی دیگر ... آنچه كه ما می خواهیم بر آن پا بفشاریم، این است كه جمهوری اسلامی و حاكمیت دین و اسلام این توهم را ابطال كرده ما می‌خواهیم و می‌توانیم هم عقلانی و منطقی و علمی و پیشرفته زندگی كنیم، هم در عین حال متمسك به ارزش‌های اخلاقی خودمان و پایبند به ایمان دینی خودمان و عامل به فرایض و لوازم زندگی مذهبی خودمان باقی بمانیم، بلكه در این جهت هم پیشتر برویم.» (مقام معظم رهبری 9/1/1389)
 
جمهوری اسلامی در همین دورانی كه در تحریم بود توانست در زمینه تسلیحات نظامی روی پای خود بایستد. ناوشكن جماران، دنیا را در بهت و حیرت فرو برد و آن همه دروغ‌پراكنی و شایعه‌سازی در مورد آن، برخوردی انفعالی بود از سوی غرب!
 
خیلی از خودباخته‌ها باور نمی‌كردند كه جمهوری اسلامی بتواند ماهواره به فضا بفرستد و موشك ماهواره‌بر بسازد. علی رغم فشارهای بسیار خارجی بر كشور و ترس و بزدلی عده‌ای در داخل در زمینه انرژی هسته‌ای به مرحله ای رسیدیم كه خود غربی ها اعتراف كردند ایران به مرحله بی بازگشتی رسیده است.
 
روزی در این مملكت برای سدسازی و سیلوسازی مستشار خارجی به كشور رفت و آمد می‌كرد و الان به بركت انقلاب و روحیه خودباوری و اعتمادی كه امام در روح جوانان این كشور دمید، نه تنها مستقل شدیم، بلكه به صادرات خدمات فنی و مهندسی هم دست می‌زنیم.
 
در زمینه پزشكی مخصوصاً در پیوندهای قلب و كلیه، امروزه ایران به قطب منطقه تبدیل شده است و سلول‌های بنیادی به عنوان یكی از علوم روز دنیا در ایران جایگاهی ویژه پیدا كرده است.

هوش ایرانی در جهان زبانزد است و زمانی كه این هوش و استعداد در كنار مكتبی انسان‌ساز قرار بگیرد، مانعی نخواهد توانست آن را از حركت بازدارد. با همه این استعدادها و منابع عظیم انسانی كه داریم، ولی باید هر لحظه حركت خود را آسیب‌شناسی كنیم كه چرا در برهه‌ای سریع‌تر حركت كردیم و در برهه ای دیگر كندتر؟!
 
«ما كشورهایی را سراغ داریم كه بعد از ما وارد این میدان شده‌اند. الان جلوتر از ما هستند! به خاطر پیگیری، به خاطر خسته نشدن از كار و اینكه مدیران ارشد، همت خودشان را مصروف این كرده‌اند كه كار را رها نكنند. یكی از نقیصه‌های عمده‌ای كه بنده در بعضی از دولت‌هایمان در طول این سال‌ها مشاهده كرده‌ام، پیگیری نكردن و دنبال نكردن كارهاست.» (مقام معظم رهبری 9/1/1389)
 
رهبر معظم انقلاب پی به این استعداد و توان بالقوه نیروی انسانی كشور برده است و از این رو با آسیب‌شناسی روند رشد و توسعه كشور نام سال جدید را سال «تولید ملی، حمایت از كار و سرمایه ایرانی» نامگذاری كرده اند.
 
ایران اسلامی سرمایه عظیمی دارد كه بسیار بسیار با ارزش‌تر از منابع زیر زمینی نفت و گاز است و آن جوانان با استعدادی ‌است كه عقلانیت و معنویت را در كنار هم به كار می‌گیرند برای رشد و توسعه این سرزمین؛ به تعبیر امام راحل (ره) «نترسیم از این مطلب كه ما نمی‌توانیم بكنیم. نخیر، می‌توانیم.»


گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو» - محمد ذوقی



امروز بعد از مدت ها خودم را وزن کردم.

پنجاه و شش کیلو بودم.

وحشتناکه!

پنجاه و شش کیلو اضافه وزن


"سید محمد حسین میر باقری"




برچسب ها :
داستانک , 

خداوند متعال فرمود:

من 6 چیز را در 6 جا قرار دادم، مردم آن را در 6 جای دیگر جستجو می کنند:

1- من علم را در گرسنگی قرار دادم،مردم آن را در سیری می جویند.

2-من عزت را در نماز شب قرار دادم، مردم آن را در دستگاه سلاطین می جویند.

3-من ثروت را در قناعت قرار دادم، مردم آن را در کثرت مال دنبال می کنند.

4-من استجابت دعا را درلقمه حلال قرار دادم،ولی مردم آن را در قیل و قال می جویند

5- من بلند مرتبگی را در تواضع قرار دادم،ولی مردم در تکبر دنیا طلب می کنند.

6-من راحتی را در بهشت قرار دادم ،مردم آن را در دنیا طلب می کنند.
ba2inam.ir