تبلیغات
ایستگاه بهشت - مطالب اسفند 1391
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیتنامه شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
بنظر شما کدامیک برای تغییر محتوای وبلاگ در اولویت است؟





آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
ابر برچسب ها
با نام و یاد خدا سال 1392 را شروع میکنیم.

آپلود عکس

آپلود عکس


آپلود عکس
سفره هفت سین محصولی مشترک از من و همکاران (خواهر و برادرم)

آپلود عکس
سفره هفت سین ایستگاه حرم مطهر- مترو تهران

آپلود عکس

قرآن کریم در سفره هفت سین

ایرانیان به هنگام چیدن سفره هفت سین اولین و مهمترین موردی را که بر سفره قرار می دهند، قرآن کریم است . ایرانیان مسلمان به نشانه توکل و توسل به خداوند متعال در آغاز سال و درخواست بهترینها از خالق خویش قرآن را در بهترین جای سفره قرار داده و پس از آن اجزای دیگر را می چینند .

فلسفه هریک از خوراکیها

سمنو: نماد زایش و بارورى گیاهان است و از جوانه هاى تازه رسیده گندم تهیه مى شود.
سیب: نماد بارورى، زایش و سلامتی است.
سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولد و زایندگى.
سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پیوند او با طبیعت است.
سماق، سرکه و سیر: نماد چاشنى و محرک شادى و سلامتی در زندگى به شمار مى روند.
سکه:به نیت برکت و درآمد زیاد انتخاب و بر سفره هفت سین می نشیند .
اما غیر از این گیاهان و میوه هاى سفره نشین، خوان نوروزى اجزاى دیگرى هم داشته است، در این میان تخم مرغ نماد زایش و آفرینش است و نشانه اى از نطفه و نژاد.
آینه:نماد روشنایى است و حتماً باید در بالاى سفره جاى بگیرد.
آب: نشانه برکت و پاکی در زندگى است






تاریخ شیعه با نام افرادی عجین شده که علم، بصیرت و تقوای آنان سبب بارور شدن و زنده ماندن جریان اعتقادی است که بعد از رحلت رسول خدا (ص) با مهجوریت و ظلم افراد غاصب مواجه شده بود؛ نام آورانی که با علم و درایت خویش توانستند دژ محکم و سدیدی برای حمایت و یاری امام زمان خویش باشند. 


همه شیعیان به نقش تاثیرگذار و بااهمیت حضرت زینب(س) در طول تاریخ شیعه اذعان دارند و مهم ترین نقش آفرینی حضرت را در وقایع قبل از عاشورا و بعد آن خلاصه می‌کنند؛ نام حضرت زینب(س) در اذهان شیعه با صبر و تبعیت از ولایت مترادف شده است.

 

صبر و ولایتمداری این بانوی بزرگوار را می توان ثمره وجود علم و حکمت الهی در وجود ایشان دانست؛ همچنان که آیات و احادیث بر این حقیقت تصریح کرده اند؛ به عنوان نمونه در سوره مبارکه کهف آیه 68 در داستان موسی (ع) و خضر به رابطه صبر و علم به نحو مفصل پرداخته شده است.


در داستان قرآنی همراهی موسی (ع) با خضر، موسی(ع) نتوانست حکمت رفتارهای به ظاهر عجیب خضر از قبیل سوراخ کردن کشتی، کشتن پسری نوجوان و ساختن بی مزد دیوار شهری که مردم آن به موسی و خضر آذوقه نداده بودند، درک کند و به همین سبب موجب اعتراض موسی (ع) نسبت به رفتارهای عجیب و غیرقابل فهم خضر شد. در حکایت داستان موسی و خضر در سوره کهف با آیه‌ای مواجه می شویم که به نقش علم در باروری صبر اشاره دارد؛ «وَ کَیْفَ تَصْبِرُ عَلى‏ ما لَمْ تُحِطْ بِهِ‏ خُبْراً» چگونه صبر می کنی در آنچه دانش تو احاطه نکرده است؟


رابطه علم و صبر در قرآن و احادیث


داستان قرآنی موسی و خضر حاکی از آن است که علم موسی (ع) به رتبه ای نرسیده بود تا بتواند حکمت رفتارهای به ظاهر عجیب خضر را درک کند، بنابراین از همراهی وی بازماند؛ در نتیجه این داستان قرآنی و ظاهر آیات می توان نتیجه گرفت که رابطه ای مستقیم میان علم با صبر و حلم است.


همچنین امام علی (ع) می فرماید: «الصّبر من الایمان کالرّأس من الجسد، و راس الصّبر البلاء و ما یعقلها إلّا العالمون‏»؛ صبر از براى ایمان، مانند سر است از براى جسد و رأس صبر بلاست. به این مرتبه و معنى صبر، نمى‏رسند مگر صاحبان علم‏. (1)


صبر و بردباری حضرت زینب (س) که زبانزد عام و خاص است و تبلور آن در روز عاشورا و پس از آن متجلی شد، از علم و معرفت آن حضرت سرچشمه می گیرد. ائمه معصومین در توصیف مقام و جایگاه علمی حضرت زینب (س) توصیفات عجیب و قابل تاملی دارند؛ در همین راستا علما نیز از مقامات علمی و جایگاه حدیثی آن حضرت روایت های متفاوتی را ذکر کرده اند.


نیابت خاص حضرت زینب (س) از سوی امام حسین(ع)


جناب حائری مازندرانی از شیخ صدوق نقل می کند که حضرت زینب (س) نیابت خاص از سوی امام حسین(ع) داشت و شیعیان برای حلال و حرام به ایشان رجوع می کردند تا آن که حضرت زین العابدین از مریضی نجات یافت.


توصیف شیخ صدوق از جایگاه علمی حضرت زینب (س) دلالت بر توان و قدرت فقهی ایشان دارد تا آنجا که در مدت زمانی کوتاه در مسائل شرعی، مرجعیت و زمام شیعه را در دست داشتند؛ لفظ نیابت خاص نیز نشان از وثوق و اعتمادی که ائمه معصومین به جایگاه علمی حضرت داشتند، دارد.


جایگاه حضرت زینب در نقل تاریخ سیاسی شیعه


پس از علم فقه، جایگاه علمی حضرت را می توان در نقل تاریخ سیاسی شیعه جستجو کرد؛ در تبیین این جایگاه علمی می‌توان گفت همه احادیث و روایات اهل بیت ارزشمند و گرانقدر هستند، اما برخی روایات که بنیان و اساس ماهوی شیعه را تشکیل می دهند از ارزش و اهمیت بیشتری برخوردار هستند که به عنوان نمونه می توان به حدیث غدیر و خطبه فدک اشاره کرد که نقل و استماع آن در زمان خلفا جرم بود و مجازات های سنگینی را در پی داشت.


حضرت زینب (س) از جمله افراد اهل علمی بودند که با تلاش های خود توانستند میراث شیعه را به نسل های بعد منتقل کنند.


ابوالفرج در رابطه با جایگاه حضرت زینب در میان مفسران و علمای قرون اولیه اسلامی، مرتبه علمی ایشان را چنین توصیف می کند: «ابن عباس [از سرشناسان علم تفسیر در قرون اولیه اسلام است] روایات و احادیث حضرت زهرا(س) را از حضرت زینب(س) نقل می کند؛ از جمله حدیث فدک.»


همانا حضرت زینب (س) احادیث فراوانی از مادرش زهرا (س) روایت کرده است


و نیز شیخ طبرسی می فرماید: «همانا حضرت زینب (س) احادیث فراوانی از مادرش زهرا (س) روایت کرده است.» سخن شیخ طبرسی و دیگر علمای بزرگ اسلام دال بر راوی حدیث بودن ایشان، نشان از آن دارد که حضرت زینب (س) از علوم نبوی و علوی به طور کامل بهره بردند و از آن سیراب شدند.


دیگر علوم اسلامی که حضرت زینب (س) در آن مورد تایید اهل بیت قرار گرفتند، علم تفسیر قرآن بود؛ علم تفسیر قرآن آن طور که بر همگان روشن و بدیهی است رابطه ای مستقیم و تنگاتنگ با علم حدیث دارد و از این جهت می‌توان حضرت زینب (س) را نه تنها دخت گرامی علی (ع) خواند، بلکه باید ایشان را از شاگردان مکتب پدر دانست که در علوم تفسیر قرآن مورد تایید و تثبیت حضرت قرار گرفتند.  


نقش حضرت زینب در بالا بردن سطح فهم و سواد زنان در جامعه


همچنین علامه سید نور الدین جزایری در کتاب خصائص زینبیه ذکر می‌کند، زمانی که امام علی(ع) در کوفه اقامت داشتند، حضرت زینب (س) در خانه اش جلسات تفسیر قرآن برای زنان برگزار می کردند؛ روزی امام علی(ع) بر خانه آن بانوی بزرگوار(س) وارد شدند و فرمودند: «ای نور دیدگانم، از تو شنیدم که تفسیر «کهیعص‏» را می‌کردی؟» حضرت زینب(س) پاسخ دادند: «آری» امام علی(ع) فرمودند: «کهیعص‏ اسرار مصیبتی است که بر عترت رسول خدا (ص) وارد می شود.»


روایت علامه سید نورالدین جزایری نشان از آن دارد که آن بانوی بزرگوار در بالا بردن فهم و سطح سواد زنان در جامعه تاثیر بسزایی داشت و تلاش می کرد جامعه نسوان را با معارف و علوم الهی آشنا کند.


سخنان اهل بیت در معرفی ساحت علمی حضرت زینب (س) بسیار رساتر و بلیغ تر است تا آن جا که می توان به شأن خاص علمی آن حضرت واقف شد؛ امام سجاد (ع) در جمله ای آن بانوی بزرگوار را این گونه خطاب قرار می دهند: «یا عمّة، أنت بحمد اللّه عالمة غیر معلّمة، و فهمة غیر مفهّمة»؛ ای عمه، شکر خدا که تو عالم بدون معلمی و فهمیده بدون آموزگاری.


کلام حضرت سجاد (ع) به عقیده برخی از علما دلالت بر آن دارد که دختر امیرالمومنین(ع) محدثه‌ای بوده که به ایشان الهام می شده و علم آن بانوی بزرگوار جزو علوم لدنی و آثار باطنی است.


صبر بر دستورات الهی اعم از انجام دادن واجبات و ترک محرمات و صبر مصائب نیازمند علم و معرفتی است که فرد مومن را یاری دهد؛ به همین سبب در احادیث اهل بیت تاکید بسزایی به یادگیری علم و احادیث اهل بیت شده است؛ چرا که علم و عمل دو بال حرکت برای مومن هستند و هر کدام که مفقود شود امکان حرکت به سوی تعالی میسر نمی شود.


پی نوشت‌:
1. مصباح الشریعة / ترجمه و شرح عبد الرزاق گیلانی/ ص544




گروه اینترنتی ایران ناز ، www.irannaz.info

گروه اینترنتی ایران ناز ، www.irannaz.info

گروه اینترنتی ایران ناز ، www.irannaz.info



علیرضا قزوه در یادداشتی با عنوان پاسخی به بهار نوشت: بهار هم یکی مثل ماست که سرش کلاه نمی‌رود. کلاه از سر باد بر می‌دارد و به کلاهبردارهای سیاستمدار که ادای فرهنگ را درمی‌آورند، می‌خندد. بهار تاریخ مصرف ندارد اما آدم‌های زنده باد من و زنده باد دوست من و زنده باد دوست دوست من تاریخ مصرفی تا خرداد 1392 دارند.

 

بهار را نمی‌شود با اره برقی قطع کرد. هل داد و به زمین انداخت. اینها که با یک فوت جماعتی و یا رای گروهی دود می‌شوند و می‌روند هوا هیچ نسبتی با بهار ندارند. بهار را نمی‌شود برکنار کرد. رای اعتماد به بهار در دست من و تو نیست. بهار نیازی به نشان دولتی درجه یک ندارد.

 

بهار سرش کلاه نمی‌رود. فقط تماشا می‌کند و می‌خندد به سیاه بازی حاجی فیروزهایی که برای هم دست می‌زنند و برای هم گریه می‌کنند و خود را به قله‌ها شبیه می‌دانند. بهار اگر تصمیم بگیرد یک روز بساط شما را به خیابان می‌ریزد و شما را به خس و خاشاکی بدل می‌کند. بهار از جنس ریشه است و از جنس ادب است و از جنس شعر است . از جنس اصالت است.

 

بهار کاری به سالن‌های مجلل برج میلاد ندارد. بهار صبح‌ها از سمت بهشت زهرا و جوانمرد قصاب قدم به خیابان می‌گذارد و این همه دست‌های گرسنه را در سطل‌های زباله می‌بیند که دنبال چیزی می‌گردند و شباهنگام با افسوس کاغذی برمی‌دارد و می‌نویسد: شما حتی بازیگران خوبی هم نبودید.

 

بهار آمده است بگوید سالی که نکوست از بهارش پیداست. بهار با همه جدی ست. روزی سلیمان نبی مغرور شد. بادی تختش را کج کرد .سلیمان اعتراض کرد به باد که چرا تختم را کج می‌کنی. باد گفت راست باش تا راستت کنم.

 

بهار با کسی شوخی ندارد و اگر بخواهد ناگاه هزار شاعر را فرمان می‌دهد تا تخت سلیمانک‌ها را کج کنند. بهار آدم‌های فراوانی دارد که بدون نیاز به یارانه به یاری‌اش می‌روند و عیدیشان را از خدا می‌گیرند و از قطع بودجه‌شان نمی‌ترسند. حتی اگر فیلمشان را بگیرند و در صحن علنی جایی نمایش دهند.

 

ما مریدان حضرت بهاریم. امر امر اوست بهار ولایت عشق است نه چیز دیگر...





http://www.sibtayn.com/swf/gallery/images/monasebat/shahadat/masoomeh/pic3/pic13.jpg
بارگاه حضرت معصومه (س) در قم، زیارتگاه خاص و عام شده است و چه بسا بزرگانی که به قم مهاجرت نموده، تا از فیوضات آن مزار نوارنی بهره مند شوند؛ از جمله ی آن بزرگان، حضرت آیت الله مرعشی نجفی است. ایشان تعریف نموده اند که علت آمدن من به قم این بود که پدرم، آقا سید محمود مرعشی(که از زهّاد و عبّاد معروف بود) چهل شب در حرم حضرت امیر(ع) بیتوته نمود و معتکف شد تا آن حضرت را زیارت کند؛ شبی در حال «مکاشفه » دیده بود که آن حضرت به او می فرماید: «سید محمود! چه می خواهى؟» عرض می کند: «می خواهم بدانم قبر فاطمه ی زهرا (س) کجاست، تا آن را زیارت کنم.» حضرت فرموده بود: «خداوند «جلال» و «جبروت» حضرت فاطمه زهرا(س) را به فاطمه ی معصومه (س) عنایت فرموده است؛ هر کسی بخواهد ثواب زیارت حضرت زهرا(س) را درک کند، به زیارت فاطمه معصومه (س) برود.»
خود آیت الله مرعشی نجفی در آن زمان به طلاب می فرمودند که «شصت سال است که هر روز، من اول زائر حضرت هستم!»
پی نوشت:
1- تاریخ قم؛ ص 213 و بحار 48/290 . (به نقل از «کریمه ی اهل بیت» ص 177 )