تبلیغات
ایستگاه بهشت - مطالب دی 1391
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیتنامه شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
بنظر شما کدامیک برای تغییر محتوای وبلاگ در اولویت است؟





آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
ابر برچسب ها
" اسماعیل بن محمد " مى گوید : " درِ خانه‌ی امام عسكرى علیه السلام نشستم ، وقتى امام علیه السلام بیرون تشریف آوردند جلو رفتم و از فقر و نیازمندى خویش ، شكوه كردم و سوگند یاد نمودم كه حتى یك درهم ندارم ! امام فرمود: سوگند یاد مى كنى در حالى كه دویست دینار در خاك پنهان كرده‌اى ؟ ! و فرمود: این را براى آن نگفتم كه به تو عطائى ندهم، و به غلام خود رو كرد و فرمود: آنچه همراه دارى به او بده. غلام صد دینار به من داد، خداى متعال را سپاس گفتم و بازگشتم، آن گرامى فرمود: مى ترسم آن دویست دینار را وقتى كه بسیار نیازمند آنى از دست بدهى. من سراغ دینارها رفتم و آنها را در جاى خود یافتم، جایشان را عوض كردم و طورى پنهان ساختم كه هیچ كس مطلع نشود. از این قضیه مدتى گذشت، به دینارها نیازمند شدم، سراغ آنها رفتم چیزى نیافتم، بر من بسیار گران آمد، بعدا فهمیدم پسرم جاى آنها را یافته و دینارها را برداشته و خرج كرده است، و چیزى از آنها بدست من نرسید و همانطور شد كه امام فرموده بود "
مشت مسیحی باز می‌شود
در سامراء قحطى سختى پیش آمد، " معتمد " خلیفه‌ی وقت فرمان داد مردم به نماز استسقا (طلب باران) بروند، مردم سه روز پیاپى براى نماز به مصلى رفتند و دست به دعا برداشتند ولى باران نیامد ، روز چهارم "جاثلیق" پیشواى اسقفان مسیحى همراه مسیحیان و راهبان به صحرا رفت، یكى از راهبان هر وقت دست خود را به سوى آسمان بلند مى كرد بارانى درشت فرو مى‌بارید. روز بعد نیز جاثلیق همان كار را كرد و آن قدر باران آمد كه دیگر مردم تقاضاى باران نداشتند، و همین موجب شگفتى و نیز شك و تردید و تمایل مردم به مسیحیت در میان جمعى از مسلمانان شد.
چون این وضع بر خلیفه ناگوار بود، به دنبال امام عسكرى علیه السلام فرستاد تا او را از زندان آوردند.
خلیفه به امام عرض كرد: امت جدت را دریاب كه گمراه شدند!
امام فرمود: از جاثلیق و راهبان بخواه كه فردا سه شنبه به صحرا بروند.
خلیفه گفت: مردم باران نمى خواهند چون به قدر كافى باران آمده است.
امام فرمود: براى آنكه انشاء الله تعالى شك و شبهه را بر طرف سازم.
خلیفه فرمان داد، و پیشواى اسقفان همراه راهبان سه شنبه به صحرا رفتند، امام عسكرى علیه السلام نیز در میان جمعیت عظیمى از مردم به صحرا آمد، آنگاه مسیحیان و رهبانان براى طلب باران دست به سوى آسمان برداشتند، آسمان ابرى شد و باران آمد، امام فرمان داد دست راهب معینى را بگیرند و آنچه در میان انگشتان اوست بیرون آورند، در میان انگشتان او استخوان سیاهی از استخوانهاى آدمى یافتند، امام استخوان را گرفت و در پارچه‌اى پیچید و به راهب فرمود اینك طلب باران كن. راهب این بار نیز دست به آسمان برداشت اما ابر كنار رفت و خورشید نمودار گشت. مردم شگفت زده شدند.
خلیفه از امام پرسید: این استخوان چیست؟
امام فرمود : این استخوان، استخوان پیامبرى از پیامبران الهى است كه از قبور برخى از پیامبران برداشته‌اند و استخوان پیامبرى ظاهر نمى‌شود جز آنكه باران مى‌آید. امام را تحسین كردند، و استخوان را آزمودند دیدند همانطور است كه امام مى فرماید . . . " .
آن مرد می‌خواهد شما را لو دهد
شبلنجى صاحب "نور الابصار" از ابو هاشم جعفرى نقل مى‌كند كه گفت: من و چهار تن دیگر پیش "صالح بن وصیف" زندانى بودیم كه امام عسكرى علیه السلام و برادرش جعفر به زندان وارد شدند، ما دور امام را براى خدمت گرفتیم، در زندان مردى از قبیله‌ی "بنى جمح" بود و ادعا مى‌كرد كه از علویان است، امام به ما فرمود اگر در جمع شما، فردى كه جزو شما نیست نمى‌بود، مى‌گفتم چه وقت رهایى رخ مى‌دهد، و به مرد جمحى اشاره فرمود كه بیرون رود و او بیرون رفت، آنگاه به ما فرمود: این مرد از شما نیست از او در حذر باشید، گزارشى از آنچه گفته‌اید تهیه كرده كه هم اكنون در لباس اوست و به خلیفه نوشته است، برخى از ما به تفتیش او پرداخته گزارش را كه در لباس پنهان كرده بود یافتیم، چیزهاى مهمی درباره‌ی ما نوشته بود ... .



آجرک الله یا بقیه الله

http://www.sibtayn.com/swf/gallery/images/monasebat/shahadat/askari/pic3/pic27.jpg

احادیثی از امام حسن عسکری به مناسبت شهادت امام حسن عسکری (ع) :


1. أُوصیکُمْ بِتَقْوَى اللّه، وَالْوَرَعِ فى دینَکُمْ، وَ الاْءجْتِهادِ لِلّهِ، وَ صِدْقِ الْحَدیثِ، وَ أداءِ الْأمانَةِ اِلى مَنِ ائْتَمَنَکُمْ مِنْ بِرٍّ وَ فاجِرٍ، وَطُولِ السُّجُودِ، وَحُسْنِ الْجَوارِ، فَبِهذا جاءَ مُحَمَّدٌ صلى الله علیه و آله؛

شما را سفارش مى‌کنم به تقواى الهى، پارسایى در دین خودتان و کوشش و تلاش براى خدا و راستگویى و اداى امانت به کسى که شما را امین شمرده است؛ چه خوب باشد یا بد، و طولانى کردن سجده و خوش همسایگى که حضرت محمد (صلى الله علیه و آله) همین برنامه‌ها را آورده است.
«بحارالانوار: ج 78 ص 372 ح 12»


گناهی که نابخشودنی است


2. مِنَ الذُّنُوبِ الَّتى لاتُغْفَرُ: لَیْتَنى لا اُؤاخَذُ اِلاّ بِهذا؛

از گناهان نابخشودنى این است که گفته شود ‌اى کاش مرا به غیر از این گناه مؤاخذه نکنند. (یعنى گناه را کوچک و سبک شمارد)
«تحف العقول: 487»

 

3. لایَشْغَلَکَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَلٍ مَفْرُوضٍ؛

مبادا روزى تضمین شده (که در هر حال به تو مى‌رسد) تو را از کار و فعالیت واجب بازدارد.
«تحف العقول: 489»


پنج ویژگی که از نشانه‌های مومنان است


4. عَلاماتُ الْمُؤْمِنینَ [المؤمن] خَمْسٌ: صَلاةُ الاْءحْدى وَالْخَمْسینَ، وَ زیارَةُ الْأرْبَعینَ، وَ التَّختُّمُ بِالْیَمینِ، وَ تَعْفیرُ الجَبینِ، وَ الْجَهرُ بِبسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحیمِ؛

نشانه‌هاى مؤمنان (شیعیان) پنج چیز است: 1 ـ 51 رکعت نماز (نمازهاى واجب و مستحب روزانه)؛ 2 ـ زیارت اربعین؛ 3 ـ انگشتر به دست راست داشتن؛ 4 ـ پیشانى را (در سجده) بر خاک نهادن؛ 5 ـ بسم الله الرحمن الرحیم را (در نمازها) بلند گفتن.
«مصباح المتهجد: 788»

 

عبادت به روزه و نماز زیاد نیست بلکه...

 

5. لَیْسَتِ الْعِبادَةُ کَثْرَةَ الصِّیامِ وَ الصَّلاةِ، وَ إنَّما اَلْعِبادَةُ کَثْرَةُ التَّفَکُّرِ فِى أمْرِ اللّهِ؛

عبادت به روزه و نماز زیاد نیست، بلکه عبادت، زیاد فکر و اندیشه کردن درباره کار و امر خداست.
«بحارالانوار: ج 78 ص 373 ح 13»


6. لاتُکْرِمِ الرَّجُلَ بِما یَشُقُّ عَلَیْهِ؛

هیچ کس را به گونه‌اى احترام نکن که او را به رنج و مشقّت بیفکند.
«بحارالانوار: ج 78 ص 374 ح 34»


7. حُبُّ الأبْرارِ لِلأبْرارِ ثَوابٌ لِلأبْرارِ، وَ حُبُّ الفُجّارِ لِلأبْرارِ فَضِیلَةٌ لِلأبْرارِ، وَ بُغْضُ الفُجّارِ لِلأبْرارِ زَیْنٌ لِلأبْرارِ، وَ بُغْضُ اْلأبْرارِ لِلْفُجّارِ خِزْىٌ عَلَى الفُجّارِ؛

محبت خوبان با همدیگر براى خوبان پاداش دارد و محبت تبهکاران نسبت به خوبان براى خوبان فضیلت است و دشمنى تبهکاران با خوبان زینت براى خوبان است و دشمنى نیکان با تبهکاران مایه خوارى تبهکاران است.
«بحارالانوار: ج 78 ص372 ح 8»


کم آسایش‌ترین مردم چه کسی است؟


8. أَقَلُّ النّاسِ راحَةً الحَقُودُ؛

کم آسایش‌ترین مردم، انسان کینه‌توز است.
«تحف العقول: 488»


9. مِنَ الْفَواقِرِ التّىِ تَقْصِمُ الظَّهْرَ، جارٌ إنْ رَأى حَسَنَةً أَطْفَأَها وَ اِنْ رَأى سَیِّئةً أَفشاها؛

یکى از مصیبت‌هاى کمرشکن، همسایه‌اى است که چون خوبى را ببیند روى آن سرپوش ‌گذارد و اگر بدى ببیند آن را افشا ‌کند.
«تحف العقول: 487»


کسی که خدا و فرشتگان بر او درود می‌فرستند


10. مَنْ رَضِىَ بِدُونِ الشَّرَفِ مِنَ المَجْلِسِ لَمْ یَزَلِ اللّه ُ وَمَلائِکَتُهُ یُصَلُّونَ عَلَیْهِ حَتّى یَقُومَ؛

کسى که در مجلس به پایین‌تر از جایگاه خود راضى شود، همواره خدا و فرشتگان الهى بر او درود مى‌فرستند تا وقتى که برخیزد.
«تحف العقول: 486»


 

حد و اندازه سخاوت، اقتصاد و شجاعت چه می‌باشد؟

 

11. اِنَّ لِلسَّخاءِ مِقْداراً فَإنْ زادَ عَلَیْهِ فَهُوَ سَرَفٌ، وَ لِلْحَزْمِ مِقْداراً فَإنْ زادَ عَلَیْهِ فَهُوَ جُبْنٌ وَ لِلاْءقْتِصادِ مِقْداراً فَإنْ زادَ عَلَیْهِ فَهُوِ بُخْلٌ وَ لِلشَّجاعَةِ مْقِداراً فَإنْ زادَ عَلَیْهِ فَهُوَ تَهَوُّرٌ؛

«سخاوت» و بخشش، حدّ و اندازه‌اى دارد، اگر از آن بگذرد، «اسراف» است؛ «حزم» و دوراندیشى، اندازه و حدى دارد، اگر بیش از آن باشد، «ترس» است؛ «اقتصاد» و میانه روى هم حدى دارد، اگر از آن بگذرد، «بُخل» است و «شجاعت» و دلیرى هم مقدار و اندازه‌اى دارد، اگر از آن حدّ بگذرد، «بى باکى» است.
«بحارالانوار، ج 75، ص 377»


12. فى تفسیر قوله تعالى «وَ قُولُوا لِلنّاسِ حُسْنا» قالَ: قُولُوا لِلنّاسِ کُلِّهُمْ حُسْنا مُؤمِنِهُمْ وَ مُخالِفِهُمْ، أمّا المؤمِنونَ فَیَبْسُطُ لَهُمْ وَجْهَهُ وَ أمّا الْمُخالِفونَ فَیُکَلِّمُهُمْ بِالْمُداراةِ لاِجْتِذابِهِمْ اِلىَ الاْیمانِ. فَاِنِ استَتَرَ مِنْ ذلِکَ بِکفِّ شُرورِهمْ عَنْ نَفْسِهِ وَ عَنْ اِخْوانِهِ المُؤمِنینَ؛

امام حسن عسکری (ع) در تفسیر آیه «با مردم به زبان خوش سخن بگویید» فرمود: یعنى با همه مردم، چه مؤمن و چه مخالف به زبان خوش سخن بگویید. مؤمن، به هم مذهبان، روى خوش نشان مى‌دهد و با مخالفان، با مدارا سخن مى‌گوید تا به ایمان، جذب شوند که حتى اگر نشدند، با این رفتار، از بدى‌هاى آنان در حق خود و برادران مؤمنش، پیشگیرى کرده است.
«مستدرک الوسائل، ج 12، ص 261»


13. ان القلوب اقبالا و ادبارا فاذا اقبلت فاحملوها على النوافل و اذا ادبرت فاقصروها على الفرائض؛

به درستى که قلب گاهى آماده و گاهى خسته است، زمانى که قلب شما آمادگى داشت و با نشاط و سرحال بود، آن را به انجام نوافل وادارید و زمانى که خسته بود، به واجبات اکتفا کنید.
«مستدرک الوسائل، ج 1، ص 177»


کلید تمام بدی‌ها چیست؟


14. لا تمار فیذهب بهاؤک، و لاتمازح فیجترأ علیک؛

جدال مکن تا احترامت برود و شوخی مکن تا بر تو گستاخ شوند.
«تحف العقول، ص 516»


15. جُعِلتِ الخَبائِثُ فی بَیت وَ جُعِل مِفتاحُهُ الکَذِبَ؛

تمام پلیدی‌ها در خانه‌ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است.
«بحار الانوار، ج78، ص377
»




برچسب ها :
شهادت امام حسن عسکری , 

آهو سلام نگاهت را برگردان و گریز آهوانه ات را فراموش کن ! من به دنبال صیادی میگردم که آزادم کند . آهو سلام ! از کدام بیابان آمده ای ؟ و چگونه تنهایی ات را با ریگ های داغ قسمت میکنی ؟ تو آنقدر زیبایی که صیادان را به بیابان میکشی و آن ها را با خودت از این بیابان به آن بیابان میبری . ای کاش هیچ صیادی چشم هایت را عاشق نمیشد و بوی پیراهنت را نمیشناخت .
زیبای صحرایی ! طنازی نکن وگرنه همه مردم به صحرا می آیند و در به در دنبال ابرو های پیوسته ات آواره میشوند. حالا من آمده ام . نه بخاطر چشم های زیبایت و نه بخاطر بوی پیراهنت . من به دنبال تو آمده ام تا ببینم ضمانت نامه ی امام هشتم را.
و دلم میخواهد گذرگاه همه آهوان زخمی کوه ها و بیابان ها را به پای برهنه بگردمو آدرس خانه ات را از تمام صیادان تاریخ بپرسم. من زیباترین چشم ها را یک بار نگاه میکنم و طناز ترین اداها را نیم نگاهی. و نه تشنه بوی توام که از تمام عطر ها تنها عطر گل محمدی را میفرستم.

برگرفته از ویژه نامه دل نامه ها
 
پ.ن : این متن رو که خوندم یاد آخرین باری که رفتم حرم افتادم. وقتی برای وضو گرفتن رفته بودم (wc) . یه مادری رو اونجا دیدم بخاطر اینکه بچه  ..... (معذرت میخوام نمیشه گفت چکار کرده بود )داشت به قصد کشتن بچه رو کتک میزد . دلم خیلی شکست گفتم یا ضامن آهو شما که یه آهورو نجات دادید براتون واسطه شدن برای یه بچه کاری نداره . خدا هم برای ما مثه یه مادره یا ضامن آهو واسطه من و خدا بشید و اون دنیا موقع حساب و کتاب ضمانت من رو بکنید.