به نقل از وبلاگ شهید محمد اصغریخواه :

امروز  وقتی اخبار خبر گزاری  فارس را  می خواندم  این تیترنظرم را به خود جلب کرد.چونکه  از ناگفته های دل خیلی از خانواده های شهدا بود.نمی  توانستم از کنارش بگذرم و در آخر ش اضافه کردم :

یادمان نرفته رأی ما را «دروغ» خواندید

وقتی 4 سال قبل به خیابان‌ها آمدیم تا پیروزی کاندیدای محبوبمان را جشن بگیریم، جز آتش و دود و اعتراض چیزی ندیدیم؛ شادی رأی آوردن کاندیدای محبوبمان را به زهر تبدیل کردید و در جلوی چشم ما، رأی ما را «دروغ» خواندید.

ادامه مطلب......

---------------------------------------------------------------------------
مطالب پیشنهادی :
حزب اللهی های مریض

سوم تیر یا دوم خرداد؟


IMG_6956

به نقل از وبلاگ شهید محمد اصغریخواه :

امروز  وقتی اخبار خبر گزاری  فارس را  می خواندم  این تیترنظرم را به خود جلب کرد.چونکه  از ناگفته های دل خیلی از خانواده های شهدا بود.نمی  توانستم از کنارش بگذرم و در آخر ش اضافه کردم :

یادمان نرفته رأی ما را «دروغ» خواندید

وقتی 4 سال قبل به خیابان‌ها آمدیم تا پیروزی کاندیدای محبوبمان را جشن بگیریم، جز آتش و دود و اعتراض چیزی ندیدیم؛ شادی رأی آوردن کاندیدای محبوبمان را به زهر تبدیل کردید و در جلوی چشم ما، رأی ما را «دروغ» خواندید.

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس وبلاگ علم سیاه نوشت:

4 سال قبل، وقتی کاندیدای محبوبمان با ٢٤ میلیون رأی رئیس جمهور شد، سخت طالب آن بودیم که شادی کنیم

دوست داشتیم به خیابان بیائیم و خستگی یک انتخابات داغ و پر تنش را از تن به در کنیم

اما وقتی به خیابان آمدیم

جز آتش و دود و اعتراض چیزی ندیدیم

شیشه خیابان‌ها را شکستید و به مردم و نظام تهمت زدید و همه قواعد سیاسی و

انسانی را زیرپا گذاشتید و ما «فقط» نظاره می‌کردیم

آمدیم برای شادی دل‌های دوستانمان «بوق» بزنیم؛ اما دیدیم که بوق زدن به نماد اعتراض تبدیل شد

شادی رأی آوردن کاندیدای محبوبمان را به زهر تبدیل کردید و در جلوی چشم ما،

رأی ما را «دروغ» خواندید...

این خاطرات در ذهنم رژه می‌روند وقتی می‌بینم شما را که حالا، با شور و شعف وصف ناشدنی

به خیابان‌ها آمده‌اید؛ شاد هستید و بوق و سوت و کف می‌زنید

ما فرصت شادی کردن را از شما نمی‌گیریم؛ این پیروزی گوارای وجودتان باد...

بغضم می‌گیرد وقتی یاد 4 سال قبل و مظلومیت نظام می‌افتم

حسرت آن روزها و شادی نکرده خود را نمی‌خورم؛ اما نمی‌توانم آه نکشم.

    "  یادم می آید شش ماه پس از انتخابات از بالای پشت بام خیلی هافقط اهانت می شنیدیم و صدای الله اکبر از حلقوم کسانی بیرون می آمد که شاید در عمرشان یک بار هم رو به قبله نایستاده و به بزرگی خداوند شهادت نداده بودند.....درست دیروز یکی از شما ها جلوی چشمم به یکی از آشنایانش می گفت :به فلانی  رای نده او که پاسداراست .با آنکه می دانست ازخانواده پاسدارم.

غافل از اینکه  امنیت وآرامش زندگی وخانواده و جامعه او حاصل از جان گذشتگی پاسدار و یتیم شدن بچه های پاسدار هست......ما عادت کرده ایم که توهین بشنویم و تهمت بخوریم .از دشمن که چه عرض کنم .. از خودی...ولی دم نزنیم وصبوری کنیم . ... همه اینها را از امامان امیر  مومنان علی (علیه السلام )و شهدایمان به ارث برده ایم." به شما تهمت نمی زنیم و رای شما را دروغ نمی پنداریم.آقای روحانی از  صندوق دولتی بیرون  آمد که به دروغ گویی مشهور کرده بودید. یازده میلیون رای را  تقلب خواندیدوغائله  ها  به  پا  کردید ولی اکنون شما با ۲۶۱ هزار اختلاف آمدید. ما خوشحالیم که زیر سایه ولایت طعم پیروزی را می چشید این شگفتی خامنه ای هست. همان رهبری که به دیکتاتوری متهمش می کردید " این پیروزی مبارکتان باشدُ برای رئیس جمهور  منتخب آرزوی سلامتی و موفقیت در جهت احیاء ارزش های اسلام را داریم. اما خدا وکیلی یک بار هم شده به خودتان راست بگویید اگر نتیجه غیر از این می شد همین را می گفتید....... ؟

یادتان باشد ما خیلی مَردیم.......از آراء رقیبمان چنان حمایت می کنیم که از ناموسمان......